جمعه صبح راه افتادم آزادی . سه بار رفتم راه رو پیدا نکردم ماشین رو زاپاس بود تا اینکه دوچرخه سواری که براش دست تکون دادم منو تا آزادی برد . واقعا ممنونم ازش 

درس قورباغه بود و چیزهایی رو یاد گرفتم که اصلا نمیدونستم . با محمدم که حرف نمیزیدیم فقط تیکه و نیم نیکه بهم میندازیم . خلاصه که درهای جدیدی از علم قورباغه به روم باز شد 

ف

منبع : بهشتم باشکلاس درجه دو استاد
برچسب ها :